در فراق مولانا محمد عمر سربازی (رح)
بســـــــــــــم الله الــر حــمــن الـــر حیــــــم
پنج شنبه 14 دی 1391برچسب:, :: 16:42 :: نويسنده : محمد ایوب ملازهی

جهان چون سراي است دو در

از اين در بيا و از آن درگذر

حضرت شيخ يك انسان معمولي نبود ولي صد حيف كه او را نشناختيم در خفاء بودند آه و افسوس كه قدر اين نعمت بزرگ الهي را در زمان وجود آن ندانستيم ديگر پس از زوال آن چه سود ؟

او داراي صفات اخلاقي بلندي بودند انسان با مشاهده او به ياد زندگي انبيا (ع) و صحابه كرام كه آن را در كتابهاي سيرت و تراجم خوانده بود ، مي افتاد ، ساده و فقيرانه زيستند ، خوش برخورد و ملايم بودند و هميشه پيش از ديگران سلام مي گفتند با وقار و متانت سرشار از عزت نفس بودند ، از مردم استفناء داشتند اخلاص، علم ، تقوي و معرفت الهي از او دانشمندي پر درد و سوز ، عارفي بوريا نشين و زنده دل ، مجاهدي نستوه و خستگي نا پذير ، مرشدي روشن ضمير و دلداده و عابدي پرهيزگار ساخته بود . اهل طمع و تملق و تعريف و تحسين بي جاي نبودند هرگز حق و حقيقت را فداي مصلحت و منفعت نمي كردند و از ملامت هيچ ملامتگري خم به آبرو نمي آوردند مصداق بارز ايه كريمه « لايخافون في الله لومه لائم » بودند. از حق گوئي به هيچ قيمتي اغماض نمي كردند نه طمع او را از هدفش باز داشت و نه تهديد و هشدار.

موحد چه در پاي ريزي زرش

چه فولاد هندي نهي بر سرش

اميد و هراسش نباشد زكس

همين است بنياد توحيد و بس

در مجلس او لا يعني و بيهوده گوئي راه نداشت از كسي غيبت و پشت گوئي نمي كردند از اسراف ، تبذير، تشريفات ، تكلف و تصنع بدور بودند زياد تا حد قهقه نمي خنديدند بلكه نوع خنده ي شان تبسم و لبخند بود بيش از حد ضرورت سخن نمي گفتند به سوالات بطور خلاصه و پر محتوي پاسخ مي دادند جلسات او كاملاً در جهت ياد الهي ، موعظه ، مذاكره دين تشكيل مي شد و در مجلس گناه ، لا يعني ولغويات وارد نمي شدند از منكرات مرسوم امروزي كه كمتر مجلسي از آن مصون است خيلي احتياط مي كردند از بيماران عيادت مي كردند حتي از زناني كه زايمان مي كردند يا بيمار بودند عيادت به عمل مي آوردند به اين صورت كه جلوه حياط منزل بيمار رفته از صاحب خانه از حال بيمار پرسيده و بر مي گشتند.

علماء طلاب و صالحين را دوست مي داشتند از مال مدرسه حقوق اندكي فقط در مواقع اضطرار و نياز شديد بر مي داشتند بارها از حضرت شيخ (رح) شنيده ام كه فرمودند من از مدرسه حقوق دريافت نمي كنم الا ماشاء الله در مواقع نياز شديد بلكه ساليان مبلغ بالايي ،كمك مي كنم .

بيش از 3 جفت لباس نمي پوشيدند لباسها را براي شستن بخاطر احتياط و پرهيز به طلاب بزرگ مي دادند و طلاب تعداد لباسهاي حضرت شيخ را با استقصاء شمار كردند كه از 3 جفت بيشتر نبودند يك جفت بر تن كردند و جفتي ديگر براي شستن مي فرستادند و فقط يك جفت ذخيره پيش خود نگه مي داشتند . و لباسهاي اضافي كه ترد او مي آمد بين علماء وطلاب و مردم فقير تقسيم مي كردند و اگر جفتي نو پيدا مي دوختند يكي از آنها را تقسيم مي كردند.

در باب مبارزه با شرك و بت پرستي و خرافه زدايي جهود و زحمات طاقت فرساي او بر هيچ كسي پوشيده نيست هم چون شمشيري بران بر اشراك و بدعات دوران بودند،كه نمادهاي شرك را از بيخ بر مي كندند و در اين راه چه بسا تنها و يگانه و گاهي يك و دو نفر يا بيشتر همراه داشتند هر نوع اذيت و آزار از سنگ و پرخاش گرفته تا تهديد به قتل را به جان مي خريدند، در شروع فعاليت علمي،اصلاحي و تبليغي به صورت سيار اكثر مناطق جنوبي بلوچستان دور مي زدند بلكه بعد از پايه گذاري حوزه علميه منبع العلوم كوه ون تا ساليان درازي مدرسه را جلوتر از موعد مقرر تعطيل كرده و گروه هاي تبليغي زيادي را از علما و طلاب و مردم به مدت چهل روز به مناطق مختلف تشكيل كرده و جهت بدرقه و هدايت و راهنمايي شخصاً حضور پيدا كرده پس از بيان توصيه هاي لازم دعا فرموده و آنها را گسيل داشتند بعدها كه برادران تبليغي اين زحمت را به دوش كشيدند ديگر حضرت شيخ به امر تعليم مي پرداختند البته گه گاهي در پايان سال مخصوصاً طلاب دوره حديث را تشويق مي كردند كه پس از فراغت به امر تعليم بپردازند يا در جماعت تبليغ تشكيل شوند.

عشق و علاقه حضرت شيخ به تدريس و تعليم پايبنديشان از حد وصف خارج است بعد از نماز صبح درس تفسير قران داشتندتقريباً كل قران كريم را با ترجمه وتفسير حدود شش و هفت بار ختم مي كردند معمولاً در ظرف 5 سال يك بار قران را ختم فرمودند حاصل اين درس كتاب گران سنگ و جامع تفسير تبيين الفرقان است است كه خداوند متعال سعادت املا آن را به بنده عنايت فرمودند و من مستقيماً درس تفسير شيخ (رح) را در دفتر ها املا مي كردم بعداً دوستاني بالاخص برادر عزيزم حافظ سليم آزاد روي آن كارهاي زيادي انجام دادند اميدوارم كه او اين كار را پيگيري نموده و تا مرحله تكميل برساند حضرت شيخ (رح) خيلي آرزو داشتند كه اين كار در حيات شان انجام مي شد ولي صورت نگرفت .

حضرت شيخ (رح) در دوران آغازين مدرسه چندين كتاب را خودشان تدريس مي كردند حدود 18 كتاب را تدريس مي كردند كه اين ركورد را قبلاً براي يكي از علماء ديوبند مولانا اعزاز علي (رح) ثبت كردند و بس .

بعد از عصر بيشتر در مسجد به ذكر الهي نشسته يا گاهي در باغ شان رفته آنجا به ذكر مشغول مي شدند اين دو وقت ( بعد از نماز صبح و عصر ) را خيلي پاس مي داشتند شب ها به سوالات و استفتاء هاي مردم و نامه هايشان پاسخ داده و احياناً كساني مشكل داشته اند به آنها رسيدگي كرده و به ديدار مهمانان مي آمدند و دروس مورد نياز خود را نيز مطالعه مي فرمودند و بخش بزرگي از آخر شب را به نماز تهجد و رازو نياز با خالق سبحان سپري مي كردند به همه اين موارد در يك شب رسيدگي كردند كاتباني كه كار ثبت فتاوي و مكاتبات حضرت شيخ را به عهده داشتند نقل مي كنند كه ما فتاوي و مكاتبات حضرت شيخ را در يك شب به آنها پاسخ داده نتوانستيم تا چندين روز ثبت كنيم.

اين يكي از كرامات آشكار حضرت شيخ (رح) بود كه خداوند متعال چنين بركت و بسط و گسترشي در وقت او عنايت كرده بود.

در روزهاي جمعه حلقه ذكر الهي را دائر مي كردند به ارادتمندان ذكر الهي را تلقين فرموده و به تزكيه و اصلاح آنها مي پرداختند، در لحظات واپسين عمر با بركتش صدها نفر از ارباب رجوع و مريدان را بحضور مي پذيرفتند، بسيار مهمان نواز بودند چون براي نماز مغرب به مسجد مي آمدند به راست و چپ نگاه مي كردند و بعد از نماز به طلاب توصيه مي فرمودند كه مهمانان را به مسافرخانه شخصي من راهنمايي كنيد خيلي مشتاق بودند كه علماء بخصوص شاگردان او در مدارس و مكاتب ديني به تعليم قران و مسايل ديني مشغول شوند حتي اگر مي شنيدند احدي از آنها بيكار است او را فراخوانده و بجاي مناسبي مي فرستادند، هميشه كه در خدمت حضرت شيخ(رح) مي رسيدم از اوضاع و احوال ديني مردم و منطقه مي پرسيدند از مكاتب تعليم قران خبر مي گرفتند.

 

نعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد

حسن لرزيد كه صاحب نظري پيدا شد

فطرت آشفت كه از خاك جهان مجبور

خودگري،خود شكني،خود نگري پيدا شد

حضرت شيخ(رح) در برابر گرد بادهاي روزگار،طوفانهاي مصيبت، ناملايمات زمان تحمل رنج و درد زندگي، به دوش كشيدن ناگواريها همچون كوه پايدار و با استقامت بودند شب و روز زندگي را با غذايي ساده و خشك سپري مي كردند به جاي فرش و مبل امروزي در منزل فقيرانه او حصيري محلي كه از برگ درخت خرما درست مي شد پهن بود.

حجره ي مخصوصشان از گل و سنگ و تنه ي درخت خرما ساخته شده بود وچنان پايين بود كه به سر انسان مي خورد در امثال چنين حجره اي زندگي خود را سپري مي كردند.

بسيار بردبار بودند اما در موضوع دفاع از صحابه كرام (رض) از حق و عقيده هرگز تسليم نمي شدند، محبت و احترام به صحابه كرام ،بزرگان دين وسلف صالح در كتابها و درسها و مجالس حضرت استاد(رح) كاملاً مشهود بود ، كمتر اتفاق مي افتاد كه در مجالس خود از حكايات صحابه يا اكابر خصوصاً علماء ديوبند تعرف مي كردند، رياء، شهرت طلبي، برتري خواهي در قاموس زندگينامه او نبود همواره از مقام شامخ علماء معاصر و خدمات ارزنده آنها تجليل به عمل مي آوردند و با ذكر نام و نشان به ذكر خصوصيات آنها مي پرداختند هرگز پرده معاصرت مانع نشد كه او به كمالات علماء اعتراف نكند بارها از علماء بزرگ مانند غازي بلوچستان حضرت مولانا عبدالله سربازي، مولانا عبدالعزيز ، مولانا شهداد، مولانا قمرالدين، مولانا دادرحمن قصرقندي، مولانا تاج محمد،مولانا عبدالواحد گشتي،مولانا محمد يوسف، مولانا عبدالله روانبد،جناب مولانا عبدالرحمن و مولانا عبدالحميد صاحب و حافظ بشير احمد و ديگر علماء در ضمن درسها ياد مي كردند و براي رفتگان دعاء رحمت و براي علماء موجود آرزوي موفقيت و دعاء مي كردند من قبل از زيارت و ديدار اين علما بيشتر از دهن حضرت شيخ(رح) با آنها آشنايي پيدا كرده و به كمالات آنها پي بردم و شخصيت آنها را مي شناختم.

به علمايي كه از دارالعلوم ديوبند فارغ شده بودند بمنزله ي استاد احترام مي كردند اگر در جلسه او يكي از آنها حضور داشت عنان جلسه و احياناً سوالي و يا مطلبي كه پرسيده مي شد پاسخ به آن را به او واگذار مي كردند و در وارد شدن به مسجد و يا مجلسي يا خارج شدن از آن او را جلو مي كرده و خودشان پشت سر راه مي رفتند.

اتباع و پيروي از سنت جناب رسول اكرم(ص)، راه و روش زندگی صحابه کرام، سلف صالحین و اکابر دیوبند بارزترین ویژگی و صفت حضرت شیخ(رح) بود که هر کس آن را علناً مشاهده می کرد درین باب سعی و تلاششان بر این بود که از سنت های عادی آنحضرت(ص) نیز پیروی کند.

در جلسه درس صحیح بخاری و سنن ترمذی که حضور پیدا می کردند چنان با عظمت و وقار و رعایت ادب درس حدیث را شروع می کردند من چنان تصور می کردم گوئی در حضور خود امام بخاری و امام ترمذی نشسته درس حدیث را فرا می گرفتم دو زانو به شکل نماز درس حدیث را در زیر یک حجره ی کپر مانند که از سنگ و گل و تنه درخت خرما که دو طرف آن دیوار نداشت و باز بود دارای حصیری ساده و محلی که سابقاً این محل جای اجتماع ذکریها و اجراء مراسم مذهبی ذکر بوده شروع می فرمودند.

حضرت مولانا عبدالرحمن (مدظله) فرمودند که: من در مکتوبات امام ربانی دیده یا شاید از حضرت مولانا (رح) شنیده ام که فرمودند اگر یک ولٌی چنان صاحب کرامت باشد که در هوا به پرواز در آید یا دریا را به عنوان مصلی خود بگیرد در ولایت و بزرگی او نمی توان يقين داشت ولی در مورد کسی که به دست او افرادي هدایت حاصل کنند هیچ شکی در ولایت او نیست. حضرت مولانا(رح) دارای این کرامت بودند که بسیاری از ذکریها و کفار توسط او مسلمان شده و هزاران نفر ناصالح و فاسق به دست او به صلاح آمده اند.در آخر مقاله ام به دو نمونه از اثر گذاری، اخلاص مقبولیت و نفوذ حضرت مولانا(رح) در مردم ذکر می کنم:

یکی جمع آمدن مردم در گرد حضرت استاد در مراسم و جلسه پایان سال تحصیلی حوزه علمیه منبع العلوم است که در پایان سال برگزار می شد. مردم بدون اینکه دعوت نامه ای دریافت کنند بلکه خودشان مشتاقانه خبرگیری نموده و حضور پیدا می کردند که تعدادشان به هزارها نفر می رسید و از سخنان ونصایح حکیمانه حضرت شیخ(رح) استفاده می کردند که در بعضی اوقات سخنرانی حضرت صاحب به دو الی سه وچهار ساعت طول می کشید، حضرت صاحب با وجود کهولت سن و علالت و بیماری احیاناً این مدت سخنرانی را ایستاده ایراد می فرمودند، پشتوانه ی تمام این نشاطات،جهود و فعالیت های علمی اصلاحی جزء معنویت و روحیه ای قوی و محکم چیزی دیگر نبود.

لهجه ي مردی که دارد بوی دوست

امتی را می کشد تا کوی دوست

دوم : حضور مردم در تشییع جنازه و تشکرشان از خدمات مخلصانه حضرت شیخ(رح) است که اقشار مختلف مردم به محض دریافت خبر ارتحال جانسوز حضرت(رح) به راه افتاده در حالت سوار و پیاده با چشمهای گریان و دلهای بدرد آمده خودشان را یکی پس از دیگری می رسانیدند اما موج خروشان و سیل آسای جمعیت بحدی بود که تمام راه منتهی به روستای پادیگ و رودخانه و کوه و دره ها از مردم و ماشین پر شده بود به نقل بعضی از شاهدان چندین برابر جمعیتی که بر روی جنازه حضرت شیخ(رح) نماز می خواندند به دلیل راه بندان و پر بودن ظرفیت پادیگ و حومه آن از نماز جنازه عقب می ماندند و مردم وسایل نقلیه را رها کرده تا کیلومترها راه پای پیاده شتافتند. نقطه ای از بلوچستان نمانده که از آنجا برای شرکت در نماز جنازه حضرت صاحب افرادی حضور پیدا نکنند.

گوشه هایی بود از زندگی حضرت شیخم واستادم که بنده در سیزده سال از عمرم که افتخار حضور در محضر مبارکشان داشتم عیناً مشاهده کرده و بارها تجربه نموده ام به طور نمونه ذکر کردم بیش از این از حوصله این مقاله خارج است و من هم توانایی آن را ندارم که شخصیت حضرت شیخ بزرگوارم (رح) که بحق جامع بین شریعت حقیقی و طریقت شرعی یا به تعبیری دیگر نمونه ای کامل و الگویی بارز از سلف صالح بود، علم همراه با عمل و اخلاص و تزکیه توأم با اتباع سنت و شریعت محمدی در آن معنی و مصداق خود را پیدا کرده بود به تصویر بکشم . واکرب استاذاه!

هرگز مهربانی و شفقت شما را از یاد نخواهم برد که دست نوازش بر سر من کشیدید و مرا به املاء تفسیر قبول کردید که بنده برای نجات خودم تنها به رحمت الهی و دفترهای املاء شده تفسیر امیدوارم.

چطور فراموش می کنم که جمله ی شفقت آمیزتان هنوز آویزه گوشم است که فرمودید ای فلانی شافی فقط الله تعالی است ولی من برای شفایت در مطاف کعبة الله دو رکعت نماز بجای آورده و در سجده از تو یاد کرده و از الله سبحانه و تعالی دعا کردم ( مربوط به مدتی است که بیمار بودم )

بالاخره این خورشید تابناک علم و عرفان در لحظات آخر شب چهارشنبه 24 صفر در حالی مردم در خواب عمیق فرو رفته بودند در حالت سجده غروب کرده و جان را به جان آفرین تسلیم کردند و برای همیشه راهی دیار حضرت دوست که سالها پیش برای آن لحظه شماری کرده و آمادگی می گرفتند ، شدند.

حضرت شیخ(رح) پس از خود حوزه علمیه منبع العلوم با شاخه ها و فرعهای خود که به دهها میرسد و تالیفات فراوان که حدوداً به هفتاد کتاب و رساله میرسند، علماء و ارادتمندان زیاد و فرزندان عزیز را بجای گذاشتند از خداوند متعال صمیمانه می خواهم که به نوعی این خلاء بزرگ به وجود آمده را با لطف و احسان خویش پر کند و ما را از رهروان راه حضرت شیخ(رح) قرار دهد.

بشنو از نی چون حکایت می کند

و از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان مرا ببریده اند

از نفیرم مرد و زن نالیده اند

در آخر:

 

ضایعه بزرگ ارتحال حضرت استاد را به عموم مسلمانان جهان به ویژه حضرت مولانا عبدالرحمن (حفظه الله) فرزندان عزیزش جناب مولوی حافظ عبدالله و جناب مولوی حافظ احمد علی مدرسین محترم و طلاب و سایر علماي جهان اسلام و ارادتمندان و علاقه مندان وی تسلیت می گویم.

اللهم لا تحرمنا اجره و لا تفتنا بعده و اغفرله و ارحمه و اجزئه عنا خیر الجزاء برحمتک یا ارحم الراحمین.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





پيوندها


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 4
بازدید کل : 12622
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 2
تعداد آنلاین : 1


 



دریافت همین آهنگ